یادداشتی بر سورهالغراب
دومین یادداشت
آشناییزدایی، برونرفت از هنجارهای زبان معیار است. در شعر، میتوان هنجارگریزی را به وفور دید. در واقع شاعر با عصیان علیه قواعد زبانی و معنایی، شعر میگوید. در آثار شاخص نویسندگان صاحبسبک نیز آشناییزدایی به چشم میخورد. مانند بوفکور از صادق هدایت، شبیک شبدو از بهمن فرسی، سورةالغراب محمود مسعودی و …
رمان سورةالغراب، جمع غرایب است. عنوان غریب، بخشبندی غریب(کتاب با بخش هشت آغاز میشود)، شخصیتهای غریب، وامگیری غریب از داستانی کهن(سفر مرغان در جستجوی حقیقت)، روایت غریبِ چرخنده بین خواب و بیداری، و زبان غریبِ انسانکلاغیاش. در این یادداشت، به آشناییزداییهای نحوی، واژگانی و زبانیاش اشاره کردهام.
حورا یاوری در نقد² این رمان نوشته:
«در سورةالغراب همه چیز رو به دگردیسی دارد. زندگی، سیاست و دین از نو نوشته میشود. خوانندهی سورةالغراب…در فهم آنچه در پیش رو دارد، در گزینش یکی از دهلیزها و دالانهای تودرتوی کتاب ـ چه بسا بنبست ـ تنهاست.
باید فضای ذهنی لازم را برای رویدادهای برهمگذرندهی کتاب باز کند. عادت خواندن خود را عوض کند، در بههمریختگی زمان و مکان، خواب و بیداری، جابهجا شدن و یکی بودن تراب، غراب، شانهبهسر، من، تو، او همهی آنچه را از پیش میداند، به یاری بگیرد، معناهای گوناگون و چندلایه را در زیر یک پوسته گرد آورد، رمزها و تمثیلها را بازشناسی کند، در هر قرینه، هر شماره و هر واژه به باریکی بنگرد، در هر دیدار با کتاب معنایی تازه، فراتر، ژرفتر و دستنیافتنیتر ببیند و به سوی شیوهی تازهای از دریافت و ادراک راه بیفتد.»
هنگام مطالعهی ادبیات خوب، مواجهه با آشناییزداییها برای ذهن چالشبرانگیز است. حیرت میکند. در برابر این زبان که قواعد معمول را زیرپا گذاشته، گیج میشود. معنا هم به راحتی دریافت نمیشود. بنابراین ذهن در درگیری و کوشش برای فهم و درک، خلافآمد عادتش رفتار میکند. و هر تغییر کوچکی در جنبهای از ذهن و زندگی، پویایی میزاید. اندکی پرانگیزه و پرجراتترمان میکند و راه را برای تغییرات دیگر حوزهها هموار میکند.
«نوآوریهای آفرینندگان ادبی بزرگ، چشم ما را به جنبههای ناشناختهی وضعیت خودمان باز میکند.»³
¹تصرف در مصرع « از خلافآمد عادت بطلب کام»
² از «قاف» تا «ق» از «سیمرغ» تا «کلاغ» از حورا یاوری
³از مقالهی «چرا ادبیات؟» از ماریوبارگاس یوسا با ترجمهی عبدالله کوثری