یادداشتی بر Sharp objects

چیزهای تیز( Sharp objects) یک مینی سریال هشت قسمتی است در ژانر درام، روانشناختی و جنایی.
چند وقت پیش اینجا پیشنهادش داده بودم، بی که دلیلش را بگویم. امشب توضیحی بر آن نوشتم:

۱_ کمیل پریکر، شخصیت اصلی فیلم، خبرنگار است. او برای انجام ماموریت کاری به شهری کوچک می‌رود. در این شهر کودکی و نوجوانیش را گذرانده و در اولین فرصتی که توانسته به جایی دیگر مهاجرت کرده. او در جریان این ماموریت با گذشته‌ی دردناک و آسیب‌زای خود مواجه می‌شود . این رویارویی به درک و پذیرش بهتر خویش ، شفای زخم‌های روحی و رشد شخصی او می‌انجامد.

۲_ رییس کمیل که او را به این ماموریت فرستاده، در جایی از فیلم به همسرش که نگران مشکلات و رنج‌های کمیل در بازگشت به زادگاهش است، می‌گوید که مواجهه‌ با گذشته از کمیل انسان موفق‌تر و خوشبخت‌تری می‌‌سازد.
او به عنوان یک ناظر بیرونی، از پتانسیل کمیل آگاه است و با درک و همدلی و حمایت‌هایش، نماد اهمیت وجود انسان‌های درست در زندگی ست و حضور او همچون نسیم فرح‌بخشی در جریان سریال می‌دمد.

۳_ سرکوب آسیبهای گذشته به شکل‌های عجیب و غریبی می‌تواند خود را در زندگی انسان نشان دهد.
عصیان و مطیع نبودن کمیل او را در کودکی و نوجوانی نجات داده ولی زورش به تروماهای شدید نرسیده. او زیر بار خشم، شرم و ترس، بدن خود را سوزن آجین و حکاکی می‌کند. این تروماها در زندگی خواهر ناتنی او به شکل آزار و ضربه به دیگران بروز پیدا می‌کند.

۴_ به دلیل آشنایی با مشکلات و چالشهای زندگی در شهر کوچک می‌توانم با کامیل همذات‌پنداری کنم: زیر ذره‌بین قضاوت‌ها بودن، فشار هنجارهای اجتماعی، و عدم دسترسی به خدمات حمایتی مانند مشاوره و روان‌درمانی و …

در کنار شخصیت‌پردازی قوی و بازی‌های درخشان و داستان تاریک و پیچیده‌‌ی این مینی‌سریال، موارد بالا توجه و تامل مرا بر‌انگیخت و سبب شد که در لیست فیلم‌ها و سریال‌هایی قرار بگیرد که بنظرم ارزش تماشای دوباره و چند باره دارند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *