ناخدا خورشید را ۳۸ سال بعد از خلقش، این هفته دیدم.
آقای تقوایی کارِ گران و درخور توجهی کرده. او توانسته با مهارت خاصی، رمان همینگوی را ایرانیزه و تجربههای مشترک بسیاری از جنوبیها را به یک اثر هنری ماندگار و جهانی تبدیل کند.
استفاده از گویش جنوبی به نظرم به اندازه و دلنشین است . آنجا که با استفاده از « نه» در میان جمله، آن را منفی میکنند.
« مگه تو نه مسلمونی؟»
«اینجا نه جای لاتبازیه.»
موسیقی فیلم هم ویژه و حماسیست. مخصوصا صحنهای که ناخدا خورشید آرام و مصمم به سمت لنجش گام برمیدارد و نوای نیانبان مانند شیپور جنگ به گوش میرسد. گویی تنش را در مخاطب برمیانگیزاند تا برای صحنههای بعد آمادهاش کند.
ناخدا خورشید داستان همهی ناخداها و جاشوهاست که با هر سفر در دریای وحشی و چموش جان و مالشان را قمار میکنند.